تبليغاتX
مطالب زیبا

مطالب زیبا

خواندنی

بعضیافکرمیکننداگه شکست بخورندیعنی ب اخرخط رسیدن....وبایدبرن بمیرن.........باکسی حرف نمی زنند یه گوشه کزمیکنندوفقط ب شکست فکرمیکنند......اونامیگن شکست ب این معنی ک دیگه ب هدفمون نمیرسیم..........ساده لوح بودیم یادیگه باید تسلیم بشیم ............شکست ب این معنی نیستچون بایدازیه راه دیگه ب هدفم برسمساده لوحی نیست چون ب اندازه کافی جرات وجسارت داشته امتسلیم نمیشم چون چون واسه جبران این شکست میخوام بیشترتلاش کنم...................بعضی هاهم فکرمیکنند دقیقه۹۰یعنی تلاش دراخرین لحظه ولی ب نظرمن این جوری نیست دقیقه۹۰یعنی تلاش تااخرین لحظه تلاش همراه باصبرباعث میشه همه پیروزباشیم وازشکست های گذشتمون درس بگیریم پس چی شد؟؟؟؟شکست های گذشته یعنی کلید رسیدن ب پیروزی

پ.ن۱:یاراه ورسم همدلی رانیاموختیم...........یا/بنی ادم اعضای یکدیگرند/فقط شعریست برای تزئین کتاب ها وتابلوها

پ.ن۲:ازقدیم گفتن ادم دروغگووقتی واسه یه دروغ لنگ میمونه یه حرف راست میزنه.......اماچراباید دروغ بگی که بعدا همون یه حرف راستت روهم کسی باورنکنه............

پ.ن۳سلام ب همه دوستای گلم تاخیر من ذراپ کردن و سر نزدن ب وبلاگ های زیباتونو ببخشید اون دفعه هم توضیح دادم ب دلیل برداشتن ترم تابستانه مشغول خوندن دزس ها وپاس کردن واحدهای تابستانه ام هستم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت10:54توسط غزل | |

زندگی مثل پیازاست که هربرگش راورق بزنی اشکت درمیاره

دیوانگی است که ازهمه گل های رزتنهابه خاطراینکه خاریکی ازانها دردست مافرورفته متنفرباشیم

دیوانگی است که همه رویاهای خودرا تنها به خاطر اینکه یکی از انها به حقیقت نپیوسته رهاکنیم

ازشیشه جلوبه زندگی نگاه کنیدنه ازاینه روبه عقب

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت10:32توسط غزل | |

زندگی زیباست...........زشتی های ان تقصیرماست..........درمسیرش هرچه نازیباست...........ان تدبیرماست......................زندگی اب روانیست ............روان می گذرد........انچه تقدیرمنو توست........................همان می گذرد.........

دوستی شوخی سرد بین ادم هاست ..............بازی شیرین گرگم به هواست.........واسه کشتن غرورمنو تو دوستی توطئه ثانیه هاست.........

توزندگی افرادی هستند که مثل قطار شهربازی می مونند ازبودن بااونالذت می بریولی باهاشون به جایی نمی رسی.............

بی گناهی کم گناهی نیست دردیوان عشق................یوسف ازدامان پاک خودبه زندان رفته است.....

بهتراست دوبارسوال کنی.............تااینکه یکبارراه رااشتباه بروی

پ.ن۱:هرچه یخ بزند ضدیخش میزنند.............وای به روزیکه یخ بزند ضد یخ........

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت10:24توسط غزل | |

فکرمی کنی طوطی خوشبخته یاکلاغ؟؟؟حتماتوهم مثل بقیه به خاطر خوشرنگی پروبال طوطی اونو سعادتمندمی دونی !!!امااگه یه خرده بهتربه زندگی اونانگاه کنی می بینی سیاهی پروصدای ازاردهنده قارقار کلاغ یه نعمت براش.واسه اینکه طوطی روبه خاطرهمون قشنگی ظاهروصداش توی قفس حبس می کننداماکلاغ ازادو رهاست وهیچ هراس ودلهره ازدست دادن ازادی وحبس شدن درقفس رونداره پس به دنبال زیبایی ظاهر نباش چون بهترین زیبایی این است که باباطن خودت کناربیایی ووقتی به اینه نگاه می کنی به شخصیت خودت لبخند بزنی نه این که ازقیافه ات ایراد بگیری که چرادماغت بزرگه /کاش لبام این جوری بود/کاش رنگ پوستم این طور بود و...........................!!!!!!!!

پ.ن:۱:قلبت روخالی نگه داراگه هم یه روزی خواستی کسی رادرقلبت جای دهی سعی کن که فقط یه نفرباشه به اوبگو که تورادوست دارم بیشترازخودم وکمترازخدازیرابه خدااعتقاددارم وبه تونیازدارم...

پ.ن:۲:خداان روزکه دنیارونهاده........به هرکس هرچه لایق بوده داده/به بلبل ناله مستانه داده/به طاووس جعبه شاهانه داده/به جغدم درخرابه لانه داده/به شیرهم قدرت مردانه داده/به ماهم نازنینی چون توداده............

+نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت10:47توسط غزل | |

سال و مال وفال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت

بادت اندرشهریاری برقراروبادوام ******

سال خرم /فال نیکو/مال وافر/حال خوش/اصل ثابت/نسل باقی/تخت عالی/بخت رام

                                     ****سال نومبارک***

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت15:19توسط غزل |

روزی مردی خواب عجیبی دید دید که رفته پیش فرشته ها وبه کارهای اونا نگاه می کنه...

هنگام ورود دسته بزرگی ازفرشتگان را دید که سخت مشغول کارند وتندتند نامه هایی را که توسط

پیک هااززمین می رسند بازمی کنند وانهاراداخل جعبه هایی می گذارند مرد از فرشته پرسید :شماچه می کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه ای راباز میکرد گفت:اینجابخش دریافت است ومادعاها وتقاضاهای مردم ازخداوندراتحویل می گیریم.

مردکمی جلوتر رفت بازدسته بزرگی ازفرشتگان را دید که کاغذهایی راداخل پاکت می کنند وانهارا توسط پیک هایی به زمین می فرستند/مردپرسید شماچه می کنید؟

یکی از فرشتگان با عجله گفت :این جا بخش ارسال است وما الطافورحمت های خداوندرا برای بندگان به زمین می فرستیم مردکمی جلوتر رفت ویک فرشته را دید که بیکار نشسته /مردباتعجب ازفرشته پرسید شمااینجاچه می کنید وچرابی کارید؟فرشته جواب داد:اینجا بخش تصدیق جواب است مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی فقط عده کمی جواب می دهند .

مرد از فرشته پرسید :مردم چه گونه می توانند جواب بفرستند؟فرشته پاسخ داد :بسیار ساده فقط کافی است بگویند:::::

                                خدا یا شکر

پ.ن۱:فقط دعااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

 

شیطان/اندازه یک حبه قنداست/گاهی می افتدتوی فنجان دلت/حل می شودارام ارام/بی انکه اصلابفهمی/وروحت سر می کشد ان را/ان چای شیرین را/شیطان زهر اگین-دیرین را/ان وقت اوخون می شوددرخانه تن/می چرخدومی گرددومی ماندانجا/اومی شودتو.......................

+نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت12:26توسط غزل | |

دو بذر در خاک حاصلخیز بهاری کنار هم نشسته بودند .

اولی گفت:من می خواهم رشد کنم من می خواهم ریشه هایم را هرچه عمیق تردردل خاک فرو کنم و شاخه هایم رااز میان پوسته زمین بالای سرم پخش کنم من میخواهم شکوفه های لطیفم را همانند بیرقی رنگی برافشانم ورسیدن بهاررا نوید دهم...

من میخواهم گرمای افتاب را روی صورت و لطافت شبنم صبحگاهی را روی گلبرگ هایم احساس کنم .

وبه این ترتیب دانه رویید دومی گفت:من می ترسم اگرمن ریشه هایم را به دل خاک سیاه فرو کنم نمی دانم که در تاریکی با چه چیز هایی روبه رو خواهم شد اگراز میان خاک ها بالای سرم را نگاه کنم امکان دارد شاخه های لطیفم اسیب ببیند...نه همان بهتر که منتظر بمانم تا فرصتی بهتر نصیبم شود وبه این ترتیب دانه منتظر ماند .

مرغ خانگی که برای یافتن غذا مشغول کندوکاو زمین بود دانه را دید ودر یک چشم به هم زدن ان را خورد...

انسان هایی که ازحرکت و رشد می ترسند به وسیله زندگی بلعیده می شوند .

 

پ.ن۱:زندگی همچون بادکنکی دردستان کودکی است که همیشه ترس از ترکیدن ان لذت داشتنش را ازبین می برد

                                                 موفق باشید

+نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت18:19توسط غزل | |

ولنتاین کشیشی بود که در قرن ۳میلادی دررم زندگی می کرد دران زمان (کلادیوس دوم)امپراتوررم

ازدواج را قدغن کرد چرا که هنگامی که قصد تشکیل سپاهی عظیم را داشت عده ای از سربازان

کنار خانواده هایشان ماندند وبه همین دلیل او معتقد بود سربازان متا هل جنگجویان خوبی نیستند

درباره روز ولنتاین و چگونگی به وجود امدن این روز افسانه های متفاوتی وجود دارد

برای خواندن بقیه مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت15:13توسط غزل | |

این اپ رو به خاطر نیلوفر گلم کردم چون برای اپ من ارزش قایل شد منم برای

نظرش می خوام ارزش قایل باشمواپ این دفعه رو در مورد ولنتاین بگذارم

امیدوارم خوشش و خوشتون بیاد

+نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت10:23توسط غزل |

دوستای گلم با تشکر از نظر همه شماها

لطف کنید علاوه بر نظرات قشنگتون بگید

که دوست دارید موضوع اپ بعدی چی باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستای عزیزم لطف کنید ۲تا ۳ دقیقه ای صبر کنید تا صفحه اصلی باز شود

+نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت18:4توسط غزل |